1395/3/9 |
13:50 |
شناسه خبر: 31119

صبا: گفت وگو با مژده لواسانی مجری برنامه «روبه‌راه»: حاضر نیستم به خاطر پول پا روی ملاک‌هایم بگذارم

«تحت هیچ شرایطی حاضر به این تصمیم نیستم. در همین مدت هم برنامه‌های بسیار ویژه مشارکتی داشتم که به لحاظ مالی پیشنهاد بی‌نظیری بود اما قبول نکردم چون کار من نیست و نمی‌توانم. شاید به خاطر تربیت...

«تحت هیچ شرایطی حاضر به این تصمیم نیستم. در همین مدت هم برنامه‌های بسیار ویژه مشارکتی داشتم که به لحاظ مالی پیشنهاد بی‌نظیری بود اما قبول نکردم چون کار من نیست و نمی‌توانم. شاید به خاطر تربیت رادیویی من است که به این آدم تبدیل شدم که هربرنامه‌ای را اجرا نکنم. »

مژده لواسانی متولد بیستم آبان 1368 است. او که در سن 16 سالگی فرصت سردبیری در رادیو را پیدا کرده بود از سن شش سالگی پایش به رادیو باز شد و توانست در کنار پیشکسوتان این حرفه رشد کند و تبدیل به جوان با استعدادی در حرفه گویندگی شود. او در فضای رادیو با تهیه‌کنندگی،سردبیری وگویندگی کار خود را ادامه می‌داد. در سن 14 سالگی نیز تجربه اجرا در تلویزیون را پشت سر گذاشت و در برنامه «نوجوان کبوتر دات کام» و قسمتی از برنامه«نیم رخ» را هرچند کوتاه اجرا کرد. او بعد از موانعی که به خاطر پوشش و مغایرت با فضای شاد برنامه‌های نوجوان وجود داشت به رادیو بازگشت تا تجارب خود را در این محفل بیشتر کند. او در سال 89 با کوله باری پربارتر و شناخت بهتر و بیشتر نسبت به تلویزیون به این مدیوم برگشت و با برنامه «به خانه برمی‌گردیم» و «سه نقطه» کار خود را به صورت حرفه‌ای در تلویزیون آغاز کرد. مژده لواسانی این شب‌ها برنامه «روبه راه» به تهیه‌کنندگی محمدرضا ماندگاران را روی آنتن دارد که همین موضوع بهانه‌ای شد تا با او پیرامون دغدغه‌ها، پوشش‌ او، آینده و اهدافش به گفت‌وگو بنشینیم که در ادامه می‌خوانید.



حاضر نیستم به خاطر پول پا روی ملاک هایم بگذارم

استارت پروسه تولید «رو به راه» از کجا زده شد و طرحش را چه کسی ارائه داد؟

ما «رو به راه» را با تیمی طراحی کردیم و استارتش را زدیم اما مدیر گروه شبکه تغییر کرد و دکتر شمسایی آمد که بعد محمدرضا ماندگاران به جمع ما به عنوان تهیه‌کننده اضافه شد. یکسری اسم پیشنهادی داشتیم مثل «بهترین شکل ممکن» که درنهایت به «رو به راه» رسیدیم. «رو به راه» دو مفهوم را القا می‌کند؛ هم روبه راه بودن را و هم در مسیر بودن را که به محوریت برنامه ما می‌خورد.



به نظر شما فرم کلی برنامه شبیه به «کافه سوال» نیست؟

به هرحال هر برنامه گفت‌وگومحوری شبیه هم است اما ما در «کافه سوال» همیشه دو مهمان داشتیم که نگاه مغایر با هم داشتند همچنین مسئولی هم در برنامه‌مان حتما حضور داشت. در «رو به راه» از شب اول آسیب‌شناسی موضوع با مصداق‌های مردمی را داریم ،در شب دوم ستاره‌ها مرتبط با موضوع را دعوت می‌کنیم مثلا اگر قرار است درباره تبعات شهرت صحبت کنیم در شبی که قرار است فرد مشهوری را دعوت کنیم فرهاد آییش را دعوت می‌کنیم که اساسا درگیر هیاهوی شهرت نبوده و زندگی آرام خودش را دارد و اگر قرار است درباره کارآفرینی صحبت کنیم از سیاوش خیرابی دعوت می‌کنیم که رستوران دارد. در شب سوم چالش آن موضوع را با مسئول یا با دو نفر از دو دیدگاه موافق و مخالف بررسی وشب آخر هر هفته هم نمونه‌های موفق آن موضوع را دعوت می‌کنیم.

چرا به‌جای «رو به راه» سری جدید «کافه سوال» را ادامه ندادید؟

«کافه سوال» به مدت دو سال هفته‌ای سه شب و گاهی اوقات هفته‌ای پنج شب روی آنتن بود و احساس کردیم که در کافه سوال به تکرار افتادیم. به نظر من یا باید تعطیل می‌شد یا اگر ادامه پیدا می‌کرد تیم با یک قوای تجدید شده برمی‌گشت یا این‌که به برنامه جدید فکر می‌کردیم.

رجیحمان این بود که با توجه به این‌که در همه فصل‌های برنامه آنچه را که می‌خواستیم از موضوعات مختلف گفته بودیم دیگر با آن فرم برنگردیم.منظورم فرمی است که با دو مهمان شکل بگیرد و مناظره‌ای باشد. به هر حال مقتضیات گروه هم این بود که برنامه جدیدی ساخته شود.

برنامه‌هایی از جنس «کافه سوال» با پیگیری موضوعات مختلف به تکرار نخواهند رسید، مگر در مواقعی که ایده‌ها تمام شده باشند، در کل سوالم این است که مگر برنامه‌سازها به دنبال برند شدن برنامه‌هایشان نیستند، چرا عمر برنامه‌سازی در تلویزیون ما این‌قدر کم است؟

اتفاقا من با برندسازی موافق هستم و دلم می‌خواست حالا که برنامه جدیدی شکل گرفته است برند را حفظ کنیم اما منظور من از تکرار این است که وقتی برنامه به مدت دو سال روی آنتن است تلاش بچه‌های گروه با توجه به شبانه بودن برنامه به یک روزمر‌گی می‌رسد و این خطری است که هر برنامه‌ای را تهدید می‌کند و فکر می‌کنم ما قبل از به تکرار رسیدن جلوی این اتفاق را گرفتیم. گرچه دوباره تاکید می‌کنم که با برندسازی موافق هستم اما به هر حال سیاست‌گذاری شبکه بر این قرار بود که اگر قرار است یک اتفاق تازه‌ای بیفتد حتما با یک شکل ، اسم ، فرم و محتوای جدید باشد. ماه رمضان سال گذشته این برنامه را تمام کردیم و بعد از چند ماه از تمام شدن «کافه سوال» روی طرح و فضای اینچنینی کار کردیم که قرار بود زمستان سال گذشته برنامه ما شروع شود اما کمی تغییر و تحول مدیریتی در گروه شبکه داشتیم. دکتر شمسایی؛مدیر گروه اجتماعی شبکه دو شد و با وی در رابطه با طرح برنامه صحبت کردیم که در نهایت اردیبهشت ماه امسال روی آنتن رفت.

جدا از پروسه تغییر مدیریت و طولانی شدن پیش‌تولید مورد دیگری هم وجود داشت که شما را نزدیک به شش ماه از آنتن دور نگه داشت؟

هر برنامه روتینی را اجرا نمی‌کنم باید برنامه‌هایی باشد که مطابق با نگاه و دیدگاه من باشد مثل «کافه سوال» و «روبه راه». بعد از برنامه «کافه سوال» این نظر برای من تثبیت شد. دقیقا مثل رادیو که اگر در برنامه‌ای هستم باید از صفر تا صد ماجرا باشم در برنامه تلویزیونی هم باید در جریان همه اتفاقات برنامه قرار بگیرم. در کل متوجه نمی‌شوم مجری‌هایی که هر روز برنامه اجرا می‌کنند و مثلا صبح یک برنامه دارند و بعدازظهر برنامه‌ای دیگر. اگرچه آدم‌های بسیار فعالی هستند اما این جنس من نیست، باید برنامه روتینی را اجرا کنم که از ابتدای طرح در آن گروه باشم مثل همین برنامه «روبه راه» که حتی اسم برنامه را من پیشنهاد دادم و پذیرفته هم شد. دلم می‌خواهد کاری که روی آنتن می‌رود محصول هم‌فکری خودم باشد. در مورد «کافه سوال» هم به این شکل بود، من از ابتدا به همراه سهیل سلیمانی بودم و در مورد این برنامه هم همین اتفاق افتاد. منتظر بودم برنامه‌ای را شروع کنم که از جنس من است و این اتفاق در پروسه تولید ایجاد شد، برای همین زمان زیادی را روی این کار گذاشتیم. در این بین یک‌سری ویژه برنامه اجرا کردم و مهم‌ترین اتفاقی که بسیار دوستش داشتم برای اولین بار رخ داد یعنی اجرای برنامه زنده اربعین از کربلا بود. این برای اولین‌بار بود که مجری زن و برنامه زنانه به مناسبت اربعین از کربلا در تلویزیون پخش می‌شد و طرح و شکل‌گیری برنامه توسط محمدرضا ماندگاران به همراه من بود.

نکته‌ای که درباره ویژه برنامه‌ها وجود دارد این است که مجری با مهمانانی که در لحظه تعیین شده‌اند برنامه را اجرا می‌کند و در واقع نه کیفیتی از اجرای آن برنامه به مخاطب ارائه می‌شود و نه برآیندی از آن به عنوان تجربه محسوب می‌شود و گویا برای مجری فقط بعد مالی دارد؟

اتفاقا خود شما هم می‌دانید که برای مجری هم بعد مالی ندارد اما راجع به ویژه‌برنامه باید این را بگویم که حقیقت این است که به شدت از ویژه برنامه نیمه شعبان سال گذشته و سیزده رجبی که اجرا کردم دفاع می‌کنم. این دو برنامه کاملا فکر شده تولید شده بود و روی آنتن رفت. به عنوان مثال برنامه نیمه شعبان سال گذشته مفهوم انتظار را در انتخاب مهمان‌ها لحاظ کردیم و تمام مهمان‌ها در آن دو شب با حلقه وصل انتظار انتخاب شده بودند. مادری را که سال‌ها منتظر بچه‌دار شدن بود دعوت کردیم و زن آزاده‌ای که سال‌ها منتظر برگشتن شوهرش بود و سوژه‌های قابل دفاع دیگری که آن را از یک برنامه صرف سفارشی خارج می‌کرد.

حاضر نیستم به خاطر پول پا روی ملاک هایم بگذارم

بازهم نهایتا یک هفته زودتر از زمانی که برنامه روی آنتن رفت پیش‌تولیدش طی شده است؟

طبیعتا ویژه‌برنامه‌ها سهل‌الوصول‌تر است اما واقعیت این است که حداقل در ویژه برنامه‌ها آدم‌هایی دعوت می‌شوند که حرفی برای گفتن داشته باشند اما این را هم می‌پذیرم که وقتی به مدت شش ماه روی آنتن نیستم این ویژه برنامه‌ها کمک می‌کند که مخاطب سوال نکند که چرا مژده لواسانی نیست.

اگر این فاصله از تلویزیون آن‌قدر زیاد شود تا جایی که خود شما دوست داشته باشید برگردید، حاضرید این فکر همراه تیم بودن را کنار بگذارید و مثل خیلی از مجری‌های دیگر فقط بروید که اجرا کنید یعنی حاضرید برای دیده شدن چشمتان را روی ملاک‌هایتان ببندید؟

تحت هیچ شرایطی حاضر به این تصمیم نیستم. در همین مدت هم برنامه‌های بسیار ویژه مشارکتی داشتم که به لحاظ مالی پیشنهاد بی‌نظیری بود اما قبول نکردم چون کار من نیست و نمی‌توانم. شاید به خاطر تربیت رادیویی من است که به این آدم تبدیل شدم که هربرنامه‌ای را اجرا نکنم. گاهی فکر می‌کنم که مگر می‌شود این برنامه مشارکتی را اجرا کرد از آن طرف می‌بینم که همکار من اجرا می‌کند و مشکلی هم ندارد.

اگر ارتزاقتان فقط از اجرا بود ملاک‌هایتان دستخوش چه تغییراتی می‌شد؟

بازهم مطمئنم حاضر نبودم هر برنامه‌ای را اجرا کنم. حاضر نیستم به خاطر پول پا روی ملاک‌هایم بگذارم. این یک جاه‌طلبی ذاتی است که همیشه آن را دارم. اگر قرار باشد در برنامه‌ای حتی به مدت دو دقیقه باشم دوست دارم برنامه قابل قبولی باشد تا این‌که یک برنامه مشارکتی. این به شخصیت من هم برمی‌گردد اما مطمئنم هر برنامه‌ای را اجرا نمی‌کردم حتی اگر به لحاظ مالی احتیاج داشتم.

در چارت ذهنی خودتان حالا در کجا ایستاده‌اید و فکر می‌کنید مجری وزینی هستید؟ چقدر از اجرای بعضی کارهایتان پشیمان هستید؟

واقعیت این است که به لحاظ شخصیتی من بسیار در زندگی ایده‌آل‌گرا و سختگیر و حساس هستم. اگر خودم بخواهم قضاوت کنم که کجا ایستاده‌ام باید بگویم فرسنگ‌ها با چیزی که می‌خواهم فاصله دارم. در واقع نه راضی هستم از چیزی که ارائه داده‌ام و نه به آن چیزی که می‌خواهم رسیده‌ام. درحال حاضر با روحیه ایده‌آل‌طلبی خودم فرسنگ‌ها فاصله دارم اما در مسیر حرفه ای‌ام به لحاظ کاری نقطه‌ای نبوده است که با خودم بگویم چقدر از اقدامم پشیمانم. اگر بازهم به پنج سال اخیر فعالیتم در تلویزیون برگردم مطمئنم راهی بوده که باید طی می‌شد. خوشحال هستم از قدم‌هایی که برداشتم و به نظرم قابل دفاع بود.

آن ایده‌آل‌طلبی که می‌گویید دقیقا چه نقطه‌ای است؟ آن نقطه چه ویژگی‌هایی دارد؟

خب ببینید من همیشه دوست دارم که مصاحبه‌های بی پروا داشته باشم. اما چقدر اتفاق افتاده است؟ روزی این کار را خواهم کرد که جنس دغدغه‌های دختران دهه هفتادی و هشتادی را بیان کنم که چقدر نسل عجیبی هستند و به نظر من تلویزیون برای آنها هیچ برنامه‌ای ندارد. نسل ما برنامه‌هایی مثل «نیم رخ» بود و نوجوانی ما در آنها خلاصه شده است. ساحت نوجوانی ما با مختصات «نیم رخ» برابری داشت و من یادم هست که از دیدن برنامه ذوق می‌کردم و حتی یک روز هم خودم آن را اجرا کردم اما در حال حاضر دهه هفتادی‌های ما کجای تلویزیون هستند؟ کدام برنامه به جنس بچه‌های دهه هشتاد می‌خورد؟ یکی از آرزوهای من این است که روزی برای این نسل برنامه اجرا کنم و کمی بی‌پروا و جسورانه با اینها حرف بزنم.

چقدر پوشش شما جلوی بسیاری از ایده‌آل‌هایتان را در برنامه‌سازی گرفته است؟

این چیزی را که می‌گویید من بسیار در دوران نوجوانی‌ام تجربه کرده‌ام. در نوجوانی به شدت این اتفاق می‌افتاد یعنی بعد از برنامه «کبوتر دات کام» که با چادر آن اجرا کردم برنامه‌ای به من پیشنهاد می‌شد که در آن به من می‌گفتند ما لباس فرم داریم و برای نوجوان دوست داریم شادتر باشیم که من قبول نکردم و به رادیو برگشتم. ببیند دو ماجرا وجود دارد؛ یکی این نکته که من مجری چادری باید بپذیرم چیزی که تن من است فقط پارچه نیست بلکه نمود یک باور است و نمی‌توانیم که کاری بکنیم که باورها زیر سوال برود. چادر لباس فرم نیست بلکه از فرهنگ و باوری می‌آید که من به آن اعتقاد دارم. آدم‌ها باید این را بپذیرند و گلایه ندارم که با پوششم نمی‌توانم مجری مسابقه پرهیجان باشم اما چیزهایی را نمی‌پذیرم و متوجه نمی‌شوم که چرا مجری به سبب این‌که چادر سر می‌کند نباید لبخند بزند چرا نباید دست‌هایش را زیاد تکان بدهد. من مجری برنامه اجتماعی هستم با همه مختصاتش طبیعتا باید حرمت چادر را حفظ و سعی کنم تمام آنچه که به آن باورها خدشه‌ای وارد می‌کند را دور کنم اما به نظرم یک‌سری از نگاه‌ها بیش از اندازه سختگیرانه است.

به عنوان یک مجری چادری چقدر تلاش کردید که خودتان را از نمایندگی آدم‌هایی که دغدغه فرهنگی ندارند و فقط دیدگاه قوی مذهبی دارند جدا کنید؟

تلاش کردم چیزی باشم که کاملا نمایشگر اعتقادات شخصی‌ام باشد. یک نکته درباره خود من وجود دارد و آن این است که برای آدم‌ها در مواجهه با من دو سوءتفاهم ایجاد می‌شود مثلا این‌که یک آدم مذهبی می‌گوید چرا این آدم که پوشش چادر دارد جشنواره فجر می‌رود و فیلم تماشا می‌کند و از آن طرف روشنفکر می‌گوید چرا پس چادر سرش است! اما من در کل با چیزی که هستم مشکل ندارم و اتفاقا با دو نگاه سختگیرانه‌ای که وجود دارد مشکل دارم.

حاضر نیستم به خاطر پول پا روی ملاک هایم بگذارم

به نظرم در صفحه مجازی سعی می‌کنید هم دغدغه‌های فرهنگی و هنریتان را بگویید و هم مسائل اعتقادی.

دقیقا. در صفحه اینستاگرام من به شدت نگاه فرهنگی وجود دارد از شعر و سینما و... تا نگاه به اعتقاداتم مثل عشق به امام حسین (ع) و... من یک دختر مجری هستم که کاملا مذهبی است و به شدت علاقه فرهنگی هم دارد که اینها مغایرتی با هم ندارد. ما در نظام جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم بنابراین سینمای ما مطابق با موازین جمهوری اسلامی است، شعر ما هم مطابق این نظام است و حتی وقتی کنسرت می‌رویم خواننده‌ای می‌خواند که در چهارچوب نظام فعالیت می‌کند و اینها خارج از قواعد عرف و شرع و فرهنگ ما نیستند. بنابراین من در دل همین چهارچوب‌ها به علائقم می‌پردازم. اساسا کارم را در رادیو با برنامه‌سازی ‌فرهنگی سینمایی ادامه دادم و سال‌ها ویژه برنامه‌های جشنواره فجر را در رادیو گفت‌وگو اجرا کردم و یکی از دغدغه‌های اصلی من نوشتن است. واقعا عقاید کسانی که می‌خواهند دینم یا فرهنگ و هنر را از من جدا کنند متوجه نمی‌شوم و زیر بار این مصادره نمی‌روم.

چرا مثلا در صفحه‌تان فقط از فیلمسازان مورد تایید نام می‌برید مثلا از کار ابراهیم حاتمی‌کیا دفاع می‌کنید و هیچ وقت ننوشتید فلان فیلم عبدالرضا کاهانی یا فیلمسازانی از این جنس را ببینید؟ یا حتی در حوزه شعر از اشعار فروغ فرخزاد یا احمد شاملو و... ننوشتید؟ در این زمینه به خودسانسوری برای تایید مدیران رسیده‌اید؟

من فیلم «ابد و یک روز» را دیدم و در صفحه‌ام گذاشتم و به شدت تایید هم کردم که موجب انتقاد دوستانم هم قرار گرفتم. می‌خواهم بگویم به این خود سانسوری نرسیدم. بارها اشعار شاملو و فروغ فرخزاد را گذاشته‌ام و خیلی‌ها هم بابت این موضوع از من انتقاد می‌کنند در حالی که فکر می‌کنم که ساحت شعر جدا از این بحث‌هاست. یا در مورد تبریک به فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی یک‌سری‌ها انتقاد کردندکه شما چرا! اما اینها چیزهایی نیست که بشود ساده از آن گذشت زیرا افتخار فرهنگی ماست مگر این‌که فیلم ضد نظام باشد که قطعا مطلوب هیچ‌کدام از ما نیست که آن را تبلیغ کنیم.

این‌که من فیلم‌های حاتمی‌کیا یا شهید آوینی را می‌پسندم اصلا ربطی به نگاه مدیریتی و دیدگاه حاکم ندارد بلکه کاملا مواضع شخصی و اعتقادی مژده لواسانی است که فیلم «بادیگارد» را دوست دارد.کمااین‌که«ابد و یک روز» را دوست دارد و راجع به آن می‌نویسد. این برچسب را هم زیاد می‌زنند که شما به این دلیل از شهدا می‌نویسید زیرا نگاه مدیریتی دوست دارد اصلا این‌طور نیست. ببینید من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که با این خاطره‌ها روزگارم گذشته است، هنوز از خاطرم نرفته که دایی من در 13 سالگی به جبهه رفته است و خاطراتش را از روزی که شیمیایی شده برای ما تعریف می‌کند. من نمی‌توانم اینها را از هم جدا کنم.

چقدر به شبکه دو متعهد هستید؛ شبکه‌ای که به نظر می‌آید مخاطبانش نسبت به شبکه سه و یک کمتر است؟

واقعیت این است که من شروع جدی کارم را ازشبکه دو می‌دانم. یک عرق و علاقه‌ای عجیبی به شبکه دو دارم مخصوصا به ساعت بعد از بیست و سی چون کافه سوال همین زمان بود.

یعنی این میل را نداری که به شبکه سه بروید و طرحی به شبکه سه پیشنهاد کنید امادر رودربایستی با مدیران قرار گرفته باشید؟

من هم برای شبکه یک و هم شبکه سه پیشنهاد داشتم اما چون مجری این شبکه بودم خودم را متعهد به این شبکه می‌دانم.

در حوزه اجرا چه پیشنهاد‌هایی برایتان جذاب است؟ مثلا چقدر به اجرای سال تحویل یا برنامه ماه مبارک رمضان فکر می‌کنید؟

تمام پیشنهادهای مناسبتی درشرایط مختلف به من پیشنهاد شده است اما هرکدام به دلایلی در این سال‌ها اتفاق نیفتادند. این احتمال وجود دارد که امسال با ویژه‌برنامه «روبه راه» روی آنتن باشم. درواقع روز و ایام و ماه خاصی از سال اجرا کردن دغدغه من نیست،دغدغه من نوع برنامه است این‌که برنامه‌ای مناسب با نیاز روز باشد. مثل «خندوانه» که شاید پیش‌بینی نمی‌شد که این‌قدر بین مردم طرفدار پیدا کند زیرا نیاز جامعه بود تا مردم حالشان بهتر شود. برای من جنس برنامه از زمان پخش آن مهم‌تر است.

چقدر دغدغه تهیه‌کننده شدن دارید؟

واقعیت این است در رادیو فضای سردبیری وتهیه‌کنندگی و برنامه‌سازی را تجربه کردم و از همان زمان نوجوانی دغدغه محتوا داشتم. در حال حاضر در تلویزیون فضای تهیه‌کنندگی آمیخته شده با مباحث شدید مالی و برای همین دیگر دغدغه‌ام نیست. من نمی‌توانم در این جنس فضاها نیستم و تهیه‌کنندگی در حال حاضر تلویزیون بلدی می‌خواهد که من ندارم بنابراین ترجیح می‌دهم که در اتاق فکر و فضای سردبیری باشم اما باشم. مگر سمت و سوی تهیه‌کنندگی در تلویزیون به سمتی برود که تمام دغدغه‌اش محتوا و تهیه و تولید برنامه‌ها باشد و تهیه‌کننده حواسش به جای تامین مالی و اسپانسر به محتوا باشد.

به نظرتان برگشتن مجریان ممنوع‌التصویر به تلویزیون چقدر برای بازگرداندن مخاطب موثر است؟

همه عزیزانی که بعد از سال‌ها الان برگشتند و برنامه دارند ظرفیت‌های رسانه هستند و در دوره‌های خودشان آن‌قدر درخشان بودند که باعث می‌شود برنامه‌هایشان در سطوح مختلف دیده شود و قطعا خوشحال می‌شوم که در بخش‌های مختلف هستند و به نظر من نیاز امروزمخاطب بسیار جلوتر از این است که در مجری تعریف شود مثل همه جای دنیا در برنامه تعریف می‌شود دیگر مثل سابق خانم یا آقای مجری تاثیرگذار نیستند ،تو باید به فکر این باشی که در برنامه‌ات چه اتفاقی می‌افتد. تمام برنامه‌های روز دنیا به سمت برنامه‌سازی رفته و پر از ایده است ،چیزی که در نمونه ایرانی یعنی« خندوانه» می‌افتد. فکر می‌کنم نیاز مردم ما هم بیشتر از شخص‌محور، برنامه‌محور است.

ارسال نظر
captcha