1397/6/26 |
11:46 |
شناسه خبر: 42930

سینمایی "گره سبز"

جمعه 1397/06/30 ساعت 8:30

خلاصه فیلم:

رضا پسربچه بازیگوشی است که علاقه بسیاری به موتورسواری دارد وبرخلاف میل پدر هرازگاهی با پولی که از کار در کارگاه قالیبافی سید سلیم می گیرد.موتور یکی از اهالی را اجاره کرده وسوار می شود. تا آنکه یک روز  دوست صمیمی اش علی که پسر آرام وسر به  راهیست به سفارش سید سلیم (پیرمرد فرزانه وخیری که کارگاه قالی بافی عام المنفعه در خانه اش راه انداخته وزنان روستا در آن مشغول کارند)راهی ده بالایی می شود تا دیگ را برای پخت نذری محرم به آشپزخانه مسجد ببرد که رضا در حال موتور سواری او را دیده وبا اصرار می خواهد که علی را برساند. علی به اصرار او تن داده وسوار می شود که در راه با گله گوسفندی برخورد کرده وچند راس از گوسفندها می میرند وعلی راهی بیمارستان می شود واینها همه در حالیست که موتور آب روستا خراب شده و زمینهادر حال خشک شدن است وغریبه ای به روستا می آید تا موتور را تعمیر کند. از سوی دیگر پدر رضا که شرایط مالی مساعدی ندارند برای گرفتن طلبش راهی شهر شده است. علی را به بیمارستان می برند وپزشکان هشدار می دهند که پای او به سرعت باید عمل شود وگر نه ممکن است تا پایان عمر نتواند راه برود. رضا از خانه فراری می شود و مادر و سید سلیم وکریم عموی مادر رضا در تلاش برای جور کردن پول عملند ودر این میان صاحب گله هم خسارت گوسفندهایش را می خواهد. همه چیز بهم ریخته که غریبه پیشنهاد عجیب و وسوسه برانگیزی به رضا می دهد. او به رضا می گوید پول عمل علی را می دهد در مقابل کتاب قدیمی که در خانه سید سلیم بزرگ وامین ده وجود دارد را می خواهد . غریبه می گوید این کتاب متعلق به اوست وسید سالیم سالها پیش آنرا به زور گرفته است. رضا به یاد می آورد چندین بار سید سلیم را کنار صندوق قدیمی در حالیکه شی با ارزشی را برانداز می کند دیده است. رضا با خود در کشمکش است. از یکسو پول عمل علی واز یکسو دزدی از خانه سید سلیم که حق پدر ی بر گردن همه دارد اما غریبه او را متقاعد می کند که کتاب متعلق به اوست وکار رضا دزدی که نیست هیچ بلکه رساندن حق به حقدار است. رضا به خانه سید رفته وکتاب را بر می دارد. فردای آنروز در خانه سید سلیم اهالی جمع شده اند تا قالیچه ای را که سید به عنوان هدیه برای حرم امام حسین بافته آماده کنند وبه امام زاده بفرستند تا به کربلا ببرند.سید سلیم هم مسافر کربلا بوده اما به دلیل بیماری نمی تواند برود. قرار بر اینست که رضا قالیچه را به امام زاده ببرد .رضا هنگام رفتن متوجه می شود سید پول کربلا را به مادر رضا داده تا مقداری از پول عمل را پرداخت کند. رضا با شرمندگی به سمت امام زاده می رود که غریبه برای گرفتن کتاب می آید اما رضا تصمیم خود را گرفته واز دست او می گریزد. رضا به امام زاده می رسد وطبق قرار قالیچه را به سیدمرتضی می دهد اما سید مرتضی در ازای قالیچه پولی به رضا می دهد ومی گوید سید سلیم گفته قالیچه را نمی فرستد وقصد فروش آنرا دارد. رضا متوجه دلیل کار می شود. سید سلیم قالیچه ای را که در اوج بیماریش با شتاب بافته تا به کربلا برساند برای عمل علی که مقصرش رضا بوده فروخته. سید مرتضی پیغام می دهد که من قالیچه را به کربلا می فرستم وپول را که پیداست سید سلیم به آن نیاز دارد قرض الحسنه به او می دهم. رضا با خوشحالی به ده می رسد که غریبه را در خانه سید سلیم می بیند. غریبه بهروز برادرزاده سید است که سالها پیش پدرش قصد داشته کتاب را که یک قرآن خطی قدیمی ومیراث خانوادگیست با خود ببرد وبفروشد که سید متوجه شده وکتاب را پس می گیرد و خانواده بهروز بخاطر لجبازی پدرش آواره شده ودر شرایطی سخت زندگی می کنند. حال که پدرو مادرش مرده اند ودست تقدیر بار دیگر بهروز را به ده رسانده او قصد تلافی داشه که موفق نمی شود.  رضا پول را به پدر علی داده وپای علی عمل می شود.

 

اطلاعات تکمیلی:

کارگردان: الهه السادات شاه حسینی

تهیه کننده: الهه السادات شاه حسینی

بازیگران اصلی: فخرالدین صدیق شریف، رضابنفشه خواه، مینانوروزی، فرحنازمنافی ظاهر

سال تولید: 1390

کشور سازنده: ایران

مدت (دقیقه): 90:00

ارسال نظر
captcha