1398/12/7 |
12:10 |
شناسه خبر: 43409

ایده از سرنوشت از یک مصاحبه آمد

نویسنده سریال از سرنوشت گفت: بیان احساسات در تلویزیون ما کار سختی است اما ما در این سریال جسارت به خرج دادیم و اتفاقا جواب هم گرفتیم

شبکه دو /

 

**خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: به طور معمول قصه های زندگی کودکان پرورشگاهی و بی سرپرست چه در قالب کتاب باشد یا رمان و داستان و اثر نمایشی برای مخاطبین جذابیت بسیار بالایی دارد. کودکانی که زندگی پر چالشی دارند و بعد از سن قانونی شان وارد فضایی از جامعه می شوند که برایشان فراز و فرودهایی را به همراه دارد. این شب ها سریال «از سرنوشت» به تهیه کنندگی علی اکبر تحویلیان از شبکه دو پخش می شود. سریالی که علیرغم عدم توجه به فاکتورهای موجود و همیشگی در جذب مخاطب، توانست این بار با حضور دو بازیگر غیر چهره اما با قصه ای جذاب راهی در میان خانواده ها باز کند. این سریال در سه فصل تولید شده است، فصل یک و سه به کارگردانی محمدرضا خردمندان و فصل دو به کارگردانی علیرضا بذرافشان این شب ها در حال پخش است. در آستانه پخش قسمت های پایانی فصل دو این سریال با محمد محمود سلطانی، سارا خسروآبادی و روح الله صدیقی از نویسنده های این سریال میزگردی را در خبرگزاری فارس ترتیب دادیم.

 

** سریال از سرنوشت داستان زندگی پر فراز و نشیب دو کودک پرورشگاهی است. ایده اصلی این سریال و دست مایه اصلی آن از کجا شکل گرفت؟

 

- محمود سلطانی: شکل گیری این قصه اینطور بود که یکروز خیلی اتفاقی در فضای مجازی به مصاحبه‌ای برخوردم از پسری به نام زعفر که وکیل شده بود. این مصاحبه تیتری داشت که توجه من را به خود جلب کرد و این مصاحبه را به طور کامل خواندم و متوجه شدم او یک بچه پرورشگاهی است که توانسته یک وکیل موفق باشد. او نقاطی را توضیح داده بود که خیلی فکرم را مشغول کرد. مثل اینکه هیچکس نمی‌داند ما پرورشگاهی‌ها تا سن 18 سالگی در پرورشگاه زندگی می‌کنیم و مدرسه که می‌رویم همه فکر می‌کنند که ما مادر و پدر داریم و بعد از 18 سالگی به ما یک کارت عابر بانک می‌دهند و دیگر از آن به بعد خودمان باید روی پای خودمان بایستیم. همه اینها توجهم را جلب کرد و بعد از آن دو مرحله در ذهنم شکل گرفت یکی اینکه ظفر آنجا از رفاقت خودش و دوستش تعریف کرده بود اما نه به شکل داستان سریال ما. ازآنجایی که یکی از فیلم‌های مورد علاقه خارجیم هم داستانی در این زمینه داشت، این ایده به ذهنم رسید که می‌توانیم دو بچه یتیم با رفاقتی پایدار را در سه مقطع سنی نشان دهیم. در نهایت در سال ۹۲ ایده را برای آقای تحویلیان تعریف کردم و بعد از چند سال از من خواست تا این قصه را بنویسم.

 

ادامه این گفتگو را در لینک زیر دنبال کنید:

 

https://www.farsnews.ir/news/13981206000669

ارسال نظر
captcha