1399/1/24 |
09:57 |
شناسه خبر: 43514

شرفی: «صابر» در «کامیون» شبیه خودم بود

یکی از سریال هایی که این شب ها از شبکه دو سیما پخش می شود سریالی با نام کامیون است. اثری که محوریت آن را سه دانشجو تشکیل می دهند که از شهرستانبه تهران آمده و با مشکلاتی مواجه می شوند. در این میان نادر که قبلا ورزشکار بوده و این روزها روی یک کامیون کار می کند با آنها آشن

شبکه دو /

 

تا الان از بازخوردها راضی بودید؟

 

- تا اینجای کار که خلیلی مثبت و خوب بوده است. آنطور که می شنوم و می بینم چه در محیط جامعه و چه در فضای مجازی استقبال خوب بوده و روندی که سریال  باید طی کند را طی کرده است. هر چند هر سریالی تا مردم با شخصیت هایش آشنا شوند چند قسمتی می گذرد اما کامیون خیلی زود این مرحله را سپری کرد.

 

** سریال شما تا اوایل ماه رمضان ادامه دارد؟

 

- بله پخش ما تا اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت ماه ادامه دارد.

 

 

 

 

 

** به این اشاره کردید که مردم سریال را دوست داشتند  و با شخصیت ها ارتباط خوبی برقرار کردند. فکر می کنید دلیلش چیست؟

 

- فکرمی کنم تلفیقی از متن و بازیگران و کارگردان است. به هر حال یک موضوع اجتماعی برای این فیلم نامه انتخاب شده و قصه حول چند دانشجو است که به هر حال قشر عظیمی از آدم هایی هستند که در جامعه ما زندگی و با مشکلات معیشتی، زندگی، درس و ... دست و پنجه نرم می کنند. مردم داستان کامیون را دوست دارند و همچنین کارگردانی خوب مسعود اطیابی هم یکی دیگر از دلیل های موفقیت کار است. در سال های اخیر همه فیلم های آقای اطیابی با استقبال خوبی مواجه شده است و این نشان می دهد که ذائقه مخاطب ایرانی و کمدی موقعیت را خوب می شناسد و در نهایت اینکه به این ترکیب باید به بازیگران جوان کار نیز اشاره کرد.

 

** شما اولین تجربه تصویری تان را با این سریال رقم زدید؟

 

- بله در این سال ها تمرکزم روی تئاتر بود. در سال 90 در فیلم بی خود و بی جهت عبدالرضا کاهانی بازی کردم و با سعید روستایی نیز فیلم خیابان خلوت را کار کردم. سال گذشته نیز در سریال سال های دور از خانه نیز حضور داشتم. بعد از آن تصمیم گرفتم تا کمی هم به سمت تصویر بیایم.

 

** چرا؟

 

- به این دلیل که بعد از کسب تجربه های شیرینی که در تئاتر داشتم دوست داشتم مدیوم تصویر را نیز تجربه کنم. دلیل دیگرم به خاطرپیشنهادهای زیادی بود که از این سمت داشتم. سال گذشته پیشنهاد سه نقش اصلی سریال و یک سینمایی داشتم و برخی ها را قصه و برخی کارها را دوست نداشتم اما در مورد کامیون هم نقش و هم کار را دوست داشتم.

 

** چرا صابر را دوست داشتید؟

 

- شخصیت صابر برای خودم خیلی جذاب است. اولا اینکه دانشجو است و همه شیرینی ها و تلخی ها را با هم به همراه دارد و اینکه احساس همذات پنداری با او داشتم. او فردی است که می خواهد همه جا مدیریت کند و همه جا هم پایش وارد چاله می شود. یک سادگی در او هست که در جامعه نمی خواهد خود را ساده نشان دهد اما سادگی او است که همیشه غلبه می کند.

 

**گفتید که با این نقش همزاد پنداری می کردید. چرا؟

 

- به این خاطر که بخشی از زندگی شخصی خودم شبیه به او است. من هم در شهرستان زندگی می کردم و بعد از قبولی در دانشگاه به تهران آمدم. متولد تهران هستم اما بعد از اینکه در ده سالگی پدرم به رحمت خدا رفت به شهرستان رفتیم و سالها در آنجا بزرگ شدم و زندگی کردم و تئاتر را شروع کردم برای همین همه جا نمی گویم که بچه تهران هستم و می گویم بچه شهرستانم. همه اینها وجه اشتراک من و شخصیت صابر بود. 

 

** و با توجه به این، به خوبی می توانستید شخصیتی که بازی می کنید را درک کنید.

 

- کاملا همین طور است. از طرفی در تمام نقش هایی که در تئاتر هم بازی کردم یا تجربه های محدودی که در کارهای تصویری داشتم همیشه بازی کردن در نقش های متفاوت برایم جذاب است. صابر نقشی بود که تا الان بازیش نکرده بودم و برایم جذاب بود. جالب است که همیشه هم سعی می کنم نقش های تکراری بازی نکنم و یکی از دلیل هایی که پیشنهادهای تصویری قبلیم را قبول نکردم نیز همین بود چون دوست نداشتم نقشی را دو بار بازی کنم و برخی از نقش ها اصلا مرا ترغیب نمی کرد که بخواهم به دنبالش بروم و بازی کنم و آن نقش را برای خودم کنم.

 

** یعنی با نقش های دیگری که به شما پیشنهاد می شد چالش خاصی نداشتید و با صابر بیشتر به این چالش برخوردید؟

 

- دقیقا. صابر به من نزدیک تر بود و هم اینکه می توانست برایم چالش برانگیز باشد و این فرصت را به من بدهد که نقش جدیدی را تجربه کنم. حتی در تئاتر هم بابت نقش هایی که فرسنگ ها از من فاصله داشته است جایزه گرفتم و با پولی که از بابت این جایزه ها می گرفتم کلاس های استاد سمندریان ثبت نام کردم و در آن کلاس ها شرکت کردم. همیشه هم دغدغه این را دارم که نکند نقش هایم شبیه به هم باشد و صابر هم این جذابیت را داشت که شبیه هیچ کدام از نقش های قبلیم نبود و اینکه حس می کردم خودم هستم.

 

** فیلم نامه سریال که به شما پیشنهاد شد چه جذابیتی برای شما داشت؟ چراکه تا به حال از این سبک قصه ها در سریال های مشابه دیدیم. قصه دانشجوهایی که به تهران می آیند و اتفاق هایی برایشان می افتد.

 

- همه اینها که اشاره کردید جذابیت این کار را برای من بیشتر می کرد.

 

** قصه این سریال درباره چند دانشجو است خودتان این مشکلات را در زمانی که دانشجو بودید داشتید؟

 

- بله حداقل از لحاظ مالی اش را داشتم و هم از لحاظ گرفتن خانه و شهریه و ...  را به نحوی تجربه کردم.

 

 

 

 

 

** یعنی این سریال توانسته مشکلات دانشجوها را به خوبی آسیب شناسی کند؟

 

- آسیب شناسی این موضوع بحث گسترده ای است. اما فکر می کنم سریال توانسته در حد و اندازه خودش به این مهم بپردازد. اگر می کخوسات روی این مسئله تمرکز بسیاری داشته باشد شاید باید فیلم نامه دیگری می شد. اما لاجرم برای اینکه داستانمان جذاب تر شود به بخشی از معضلات دانشجوها پرداختیم تا بتوانیم از آن سمت قصه مهدی هاشمی و نادر قصه مان را روایت کنیم تا چند قصه به صورت همزمان و موازی دنبال شود و جذابیت قصه سریال کامیون بیشتر شود. مثل بحث مشکلات مالی، شهریه و مسکن شان و زندگی عاطفی و ازدواجشان موضوع های کمی نیست که به آنها در این سریال اشاره شد.

 

** اساسا مدیوم تصویر و تلویزیون چه جذابیتی بیشتر از تئاتر دارد؟

 

- نمی شود اسمش را جذابیت گذاشت. یک بازیگر اگر بازیگر باهوشی باشد همه جا می تواند باشد و مرزبندی ندارد. نمی توان گفت تصویر چه مزیتی به تئاتر دارد اما به هر حال تصویر چیزی است که هر بازیگری دوست دارد آن را تجربه کند. یکی از این تفاوت ها شهرت است.

 

** شهرت را دوست داشتید؟

 

- نمی دانم.

 

**بالاخره با بازی در سریال نوروزی دیده می شوید و به شهرت می رسید.

 

- از آن لحظه ای که آدم تصمیم می گیرد بازیگر شود قاعدتا شهرت را جلویش می بیند و نمی توان گفت با شهرت بیگانه بودم. اما با همه شیرینی ها و سختی هایی که خواهد داشت چیزی است که اجتناب ناپذیر است.

 

** پیشنهاد جدیدی بعد از بازی در این سریال داشتید؟

 

- در این روزها آنقدر سرم شلوغ است که فرصت فکرکردن به بقیه کارها را ندارم هرچند چند پیشنهاد تئاتر و تصویری هم داشتم و اینکه هم از لحاظ زمانی و هم از لحاظ فکری ترجیح دادم این سریال به سرانجام برسد و با فراغ بال بیشتری روی سایر پیشنهادها فکر کنم.

 

** گویا در روزهای ابتدایی بازیتان در این سریال دچار سانحه شدید.

 

- این سریال برای من مجموعه ای از اتفاق های تلخ و شیرین بود. روز اول کار مچ پایم در سکانس تعقیب و گریزی که داشتیم، شکست و حدود دو ماهی با دو عصا زیر بغلم و با پایی که تا زانو در گچ است سر کار رفتم.

 

** و این شکستگی پا در بازی شما لحاظ شد؟

 

- نه آقای اطیابی و گروه تهیه و تولید خیلی هوای من را داشتند. چون این اتفاق روز اول پروژه برای من افتاد و به راحتی می توانستند بازیگر جایگزین بیاورند اما این کار را نکردند. من هم از فردای اینکه از بیمارستان مرخص شدم هر روز آفیش بودم و حتی یک روز هم استراحت نکردم. در اغلب سکانس هایی که نشستم و ایستادم، پایم شکسته و به همین خاطر تحرک زیادی ندارم. تمام بازیگران نقش مقابل من خیلی به من کمک کردند و حدود دو ماه رج زدیم و فقط سکانس هایی که من حرکتی در آنها ندارم را می گرفتیم و بعد از آن که پایم باز شد شروع به گرفتن سکانس های پر تحرک کردیم. برای مثال در قسمت چهارم سکانسی بود که باید ما دنبال کارتن خوابی می دویدیم و دقیقا زمانی که شروع به دویدن کردیم پای من شکست. سکانس بعدی اش که در خیابان پشتی بود دقیقا چهار ماه بعد فیلمبرداری شد و خداراشکر مخاطب هم متوجه این فاصله زمانی نشد که آنهم برمی گردد به لطفی که گروه و عوامل و در راس آنها آقای اطیابی به من داشت.

 

** قرار است این سریال بعد از ماه رمضان هم ادامه داشته باشد؟

 

- زمانی که این سریال پیشنهاد شد زمزمه های ساختن کامیون در فصل های بعدی هم مطرح شد اما حالا اینکه به امید خدا زنده باشیم و در خدمت مردم باشیم و درآینده چه اتفاقی بیفتد و اینکه مردم چقدر از سریال استقبال کنند عواملی است که در سرنوشت ادامه این سریال نوروزی تاثیر گذار خواهد بود. به هر حال هر سریالی که بخواهد در فصل های بعدی ساخته شود باید خیلی مسائل را لحاظ و در نظر بگیرد از جمله قصه حضور بازیگران و از همه مهمتر استقبال مخاطبی که بسیار مهم است.

 

 

 

 

 

** در این روزهایی که اغلب مردم در قرنطینه خانگی به سر می برند شما سر کار می روید و روزانه چندین ساعت مقابل دوربین سریال نوروزی بازی می کنید. چطور با این شرایط کنار آمدید؟ برایتان دشوار نیست و اینکه چطور نکات بهداشتی را سر صحنه رعایت می کنید؟

 

-از نظر سخت بودن که بسیار سخت است. علاوه بر این اضطرابی که برای این موضوع داریم و بعضا دیگران هم به ما وارد می کنند این سختی را دوچندان می کند. یک جوری فردی که هر روز از خانه خارج می رود و به سر کار می رود،  انگار که جانش را کف دستش گذاشته و به بیرون از خانه می رود. اما به خاطر تعهدی که دادیم و عشقی که به کارمان داریم باید کاری را که شروع کردیم را به پایان برسانیم. هم به خاطر خودمان و هم به خاطر پایبندی به تعهدی که دادیم و هم به این دلیل که هم بازی هایمان که اینجا بهتر است نامش را هم رزمانمان بگذارم. اینجا میدان جنگ است و ما در خط مقدم هستیم. اوایل شیوع کرونا به یکی از دوستانم گفتم ما در خط مقدم هستیم. مایی که مدام به مردم می گوییم در خانه هایتان بمانید و بیرون از خانه نروید، بالاخره باید خوراکی برای این مردمی که از آنها درخواست می کنیم در خانه هایشان بمانند داشته باشیم که بخواهیم در خانه بمانند. در این میان تهیه این خوراک به عهده هنرمندان جامعه است و رسالتی است که به عهده ما است و باید تا آخر پای آن بایستیم. با تمام ترس ها دلهره ها و اتفاق هایی که شاید سر لوکیشن برای هر کدام از ما رخ دهد. ما یک گروه صد نفره هستیم و هر کدام هر روز بیرون از خانه می آیند و به خانه برمی گردند و با خانواده هایشان زندگی می کنند و با مردم جامعه در ارتباطند و امکان دارد هر لحظه این بیماری تشدید شود و اتفاقی برای ما بیفتد. ما نهایت تلاش و رعایت اصول بهداشتی می کنیم و هر روز کل لوکیشن سم پاشی و ضدعفونی می شود و فاصله هایمان را رعایت می کنیم و دست هایمان را مدام می شوییم.

 

به گزارش فارس، سریال کامیون به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیه کنندگی ابراهیم آرزو و شهرام دانش پور هر شب تا ماه رمضان از شبکه دو سیما پخش می شود.

 

در این سریال مهدی هاشمی، لعیا زنگنه، بیتا سحرخیز، نادر سلیمانی، هادی مرتضی زاده، هادی عامل هاشمی، شهاب عباسی، گیتی قاسمی و ... به ایفای نقش می پردازند.

 

ارسال نظر
captcha