مجموعه پریدخت - قسمت سوم

مجموعه پریدخت - قسمت سوم

معرفی برنامه

قسمت سوم: نصرت تصمیم می‌گیرد چند روزی در خانه بزرگ نادر اقامت کند. سعدی که بدون اجازه نادر آب نمی‌خورد، بخشنامه‌ای نزد او می‌آورد که در آن صریحاً دستور داده شده عزاداری امسال محرم ممنوع است و تمام تکیه‌ها باید بسته شود از جمله تکیه پهلوان اکبر. پریدخت که از بازداشت پدرش خیلی ناراحت است نزد نصرت آمده و او را از این جریان با خبر می‌کند. نصرت بلافاصله تصمیم می‌گیرد به پاسگاه برود، ولی نادر مانع او شده و خودش می‌رود و با سعدی صحبت می‌کند و کمی بعد میرزا آزاد می‌شود. میرزا که برای نصرت احترام خاصی قائل است به او توصیه می‌کند که زیاد دور و بر نادر نباشد، چون هرچه باشد او پسر خان است. نصرت از این حرف ناراحت می‌شود و تصمیم می‌گیرد همان شب به خانه نادر رفته و وسایلش را جمع کند، نادر سر حرف با نصرت را باز کرده و شروع به درد و دل می‌کند و ناگهان از زبان نصرت می‌شنود که عاشق پریدخت شده، حال نادر از شنیدن این خبر دگرگون می‌شود.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها